تبليغاتX
همیشه بهار

خدایا تو را چگونه توصیف کنم که واژه ها کوچکند و حقیر و

من کوچکتر از آنکه تو را بخوانم. خدایا تو را در کجا بجویم؟

در خانه کوچک دلم یا در اتاق تاریک خانه مان که در شان

تو نیست. خدایا بی تو نمی توان عاشق شدو عاشق ماند

پس حتی برای لحظه ای تنهایم مگذار و مهمان دلم باش.

+ نوشته شده در جمعه پانزدهم بهمن 1389ساعت 10:30 توسط کیمیا |

یکی ازقصه بارون

  

                     واسه من ترانه ساخته

 

یکی هم یه عمر میگه

 

                     به همه زندگی باخته

 

یکی خونه شو سپرده

 

                    به گلای سبز قالی

 

یکی هم تموم رویا ش

 

                    پرلحظه های خالی

 

یکی مثل یه پرنده

 

                    چون سپرده واسیره

 

یکی روی شن دریا

 

                    بی نفس داره میمیره

 

یکی با نور ستاره

 

                   زندگی شوباز میسازه

 

یکی تو قصر طلائیش

 

                   به همه دنیا میبازه

 

یکی از قصه فردا

 

                   میشه احساس یه رویا

 

یکی با اخم نگاهش

 

                   بد میگه به همه دنیا

 

+ نوشته شده در سه شنبه هفتم آبان 1387ساعت 16:58 توسط کیمیا |

هیچ تفاوتی نمیکند اگر که ابرها درست بالای سرت باشند.

شادی ات را به روز آفتابی موکول نکن.

به تمام مقدسات سوگند آسمان با احساس زمینی توآبی

میشود.

+ نوشته شده در سه شنبه یازدهم تیر 1387ساعت 21:57 توسط کیمیا |

سپیده دم مرگ ستارگان را باور میکنم !صدای ناله شب  پرستان ، جغدان مست

ورهگذران جامانده از سحر... در این هیاهو باور کن معبد،کلیسا،مسجد بهانه ای

بیش نیست وبهانه ای برای اینکه دوست راصدا کنیم.

 

سلام

یعد از چند ماه  وبلاگمو به روز کردم به  بهانه ی فصل بهار به بهانه عید وسال

جدید.دوستان من تو این یک سال چیکار کردیم کار بزرگمون چی بوده؟؟؟خودمو

میگم ! خیلی  فکرکردم ببینم چیکار کردم  و به کجا رسیدم.درسته مسیر زندگیمو

شناختمو به خیلی چیزا که دوست داشتم رسیدم اما از عمل کردم راضی نیستم.

 

بیایید به هم قول بدیم امسال قبل از سال تحویل همراه خونه تکونی، دلمون رو هم

بتکونیم و خالی ازکینه ونفرت کنیم تا سالی پر از شادی و امید شروع کنیم.

 

با آرزوی بهترین ها برای شما دوستانم.

+ نوشته شده در یکشنبه نوزدهم اسفند 1386ساعت 20:33 توسط کیمیا |

غروب را پشت  شیشه جا بگذار و پنجره را ببند و در آن سو خورشید

جاودان  عشق را در قلبت جا بده . به بغض آسمان خیره شو و خود

آرام آرام ببار. ابرها را یکی یکی ورق بزن تا به آسمان  صاف و یکرنگ

صداقت برسی .گامهایت را در راه پرپیج و خم زندگی استوارتر بگذار و

هیچ هراسی به خود راه نده.

+ نوشته شده در جمعه بیست و سوم شهریور 1386ساعت 16:59 توسط کیمیا |

طلوع  دوباره آفتاب , شکفتن غنچه ها , رویش شکوفه ها

بر تن یخ بسته درختان, همه  نوید سخاوت  دستان خداست,

همه به  انتظار " یا مقلب القلوب  و الابصار"  پای  سفره

هفت سین  چشم  به  راه  روز های  نو , دستان یکدیگر را

می فشاریم تا در هفت سینهای بعد نیز با هم شاهد سخاوت

دستان پر مهر باشیم...

 

سلام دوستان عزیزم

سال خدید رو به همه ی شما  دوستان تبریک میگم.

امیدوارم همزمان با خونه تکونی خونه هامون خونه

تکونی دلمون رو هم کرده باشیم با قلبی صاف  و به

دور از هر گونه کینه و دشمنی به استقبال سال جدید

بریم.

 

امیدوارم امسال سال پر برکت و پر از خیر برای همه

شما باشه.

راستی ما پای سفره هفت سین ما رو هم فراموش نکنید.

موفق باشید.

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم اسفند 1385ساعت 11:16 توسط کیمیا |

زمانی  که  از راه پر پیچ  و خم  زندگی  خسته  و درمانده می شوم  و همه  را

به خاطر نداشته هام  به  باد سرزنش می گیرم . زمانی  که  شیشه  دلم را سنگ

نا رفیقی  نشانه میره ,زمانی که کوله بارم تکه تکه از رسم ناخوشایند نامهربانی,

قطره بارانی  نگاهم را به اسمان می برد. دستانم را با اخلاص به  سمت تو دراز

می کنم و صمیمانه فریاد بر می ارم,خدایا,تمام وجودم تشنه محبت توست.......

یاریم کن.

 

سلام دوستان عزیزم

می خواستم خدمتتون عرض کنم که عزیزانی که لینک وبلاگ من در وبلاگشون

گذاشتن اما لینک اونها در وبلاگم نیست در قسمت نظرات لطف کنن بنوسن تا

لینکشون کنم.

با تشکر فراوان.

+ نوشته شده در یکشنبه ششم اسفند 1385ساعت 20:25 توسط کیمیا |

دلم را به دریا میسپارم , دریای بی کران خوبیها , دریایی که غم و اندوه

مرا پاک کند. دل قدرتی دارد که می تواند بر خوبیها حکومت کند. دل اگر

متصل به اقیانوس بی کران معنویت باشد و اگر خدایی باشد , صحنه های

زیبایی از مودت و دوستی را در زندگی ما می آفریند.

+ نوشته شده در چهارشنبه هجدهم بهمن 1385ساعت 21:14 توسط کیمیا |